تبليغاتX
من و آسمان
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
ماهواره ايراني..........

شب بود،شبي شاد و زيبا !!  ماه مي خنديد و صدايش به زمين مي رسيد،ستاره ها به هم چشمك مي زدند و آواز مي خواندند شهاب ها دور آنها مي چرخيدند،عجيب بود تا به حال آسمان را به اين شادي نديده بودم فكر مي كنم آنها به خاطر وارد شدن يك ماهوراه ايراني به درون مدار خوش حال بودند و جشن گرفته بودند و واقعا هم خيلي بايد خوشحال شد.

خوش به حال دانشمندان چون آنها مثل ستاره ها هستند و باقي مي مانند اما انسان ها معمولي مثل شهاب هستند و مي گذرند.

(راستي مي خواستم آروزي شماره 7گيگي من را عوض كنم:اميد وارم از طرف سازمان فضايي ايران به فضا برويم نه ناساJ)

era notte. una notte felice e bella. la luna rideva e il suo rumore arrivava fino alla terra. le stelle facievano gli occhietti e cantavano e le meteori facevano un giro tondo in torno alle stelle.
era strano non avevo mai visto il cielo cosi felice.penso che loro eravano contenti perche un satellite iraniano era venuto nella loro orbita e avevano festeggiato e deve pure anche essere felici.
beato agli scienziati perche sono come le stelle e rimangono ma le persone normali sono come meteori vanno

من و آسمان

+ گفتگو با آسمان توسط محبوبه