
شب یعنی همین که به تنهایی روی خاک کویر دراز بکشی یا توی یک قایق کوچک جسم خود را به آب بسپاری و چشمانت را در کاسه آسمان بگذاری و فقط آن را ببینی،و از سکوت پر از هیاهوی آن آهنگ زیبای زندگی را بنوازی و بشنوی یگانه نوای سکوت شب را!شب یعنی همین که از شکوفه هایی که آسمان در دستانت می ریزد حلقه ای از گل بسازی و بر سرت بگذاری!و پیچک خیالت را به ماه برسانی تا از آن نور بگیرد و خیال هایت نورانی شود و در استخر احساس شنا کند،کویر یعنی این که تکه ای پارچه شوی و خودت را به دست سرما بسپاری و به او اجازه دهی تا سوزن شود تو را به خودش بدوزد و در آن سرما آبنبات میوه ای شوی و چشم در بیاوری و آسمان را مثل یک کاسه بلور ببینی که در آن می توانی در کنار دیگر ستاره های آبنباتی بمانی و بعد با هم یک کاسه پر از گل شوید!و در اینجا مواظب چشمانت باش که یخ نزند!
می خواهم چیزی را به تو بگویم نه به خاطر خودت و خودم بلکه به خاطر کویر،هدیه خوب خدا، می خواهم بگویم قدم نگذار به آنجا، در ذهنت نقاشی نکن آن را!اصلا به خودت بگو:«کویر منطقه ممنوعه است.» به خودت و کویر قول بده،که را حتش بگذاری نم گویم آن جا را ترک کن، نه! برو به کویر در شبش هر کاری که دوست داری بکن،دوست داری در میان ستاره های نقطه نقطه که شعاع بی نهایت دارند به سفر بپرداز،به تماشای غارهای یخی پر از گرمای کهکشان برو و از آنجا هزاران تکه الماس بردار و بگذار توی قلبت و بخند،اصلا اگر دوست داری یک دسته پر از گل های صورتی به سفیدی قلب خورشید هدیه بده،اما بگذار بقیه بفهمند اگر در کویر باشند،شب ها دیگر وقتی سر شان را بالا می آورند خودشان را در میان ستارگان کاغذی پر از نور گم می کنند،دلم می خواهد این را هم بگویم که روز های کویر گرم است،خیلی گرم، آب هم نیست چمن خیس هم ندارد تو در آنجا جز گل ها و بوته های کوچک چیزی دیگر از پوشش گیاهی نخواهی دید و این را بدان که این گل ها فقط و فقط این گرما را تحمل می کنند که شب کویر را ببینند و لذت ببرند، این گل ها هیچ وقت فکر پروانه را در ذهن نورانی خود راه نمی دهندآخر آنها چه احتیاجی به پروانه دارند ؟به خدا قسم که آنها سرشار از محبت اند قلب آنها شده بانک نور و همین گلها ی به ظاهر بی ارزش می توانند قلب و دل ما را که گاهی آسمانش تاریک میشود، روشن کند!
کویر خیلی راحت نفس می کشد ، ریه هایش پاک است و آنقدر آسان می خندد که می توان هم چون ماهی در اب خنده های او شناور ماند کویر تو را سیراب می کند با تمام سادگی های پیچیده اش ، زیباست و کویر دون اینکه هیچ نیازی به ما داشته باشد زنده است و آرزویش این است که رنگین کمان راببیند......
