
به جهان فكر مي كنم و اين كه جهان مثل يك توت فرنگي است!
با چند نقطه سياه رويش و جهاني كه ما در آن زندگي مي كنيم يكي از نقطه هاي سياه است ، نقطه اي كه شامل زمين، سيارات ديگر، ستاره ها، كهكشان ها، سحابي ها و هرچيزي كه انسان مي شناسد وهر چيزي كه نمي شناسد! اين نقطه سياه دارد بزرگ مي شود و دلش مي خواهد باز هم بزرگ شود تا آدم ها روي آن به بزرگي يك مورچه شوند!
در حدود10هزار ميليون سال پيش خدا به نقطه سياه گفت بزرگ شود و آن هم شروع به منبسط شدن كرد ، نقطه هاي روي توت فرنگي دارند از هم دور مي شوند و ما نشسته ايم روي زمين و با اين سفينه فضايي كوچكمان به دور تنها ستاره منظومه مان مي چرخيم و براي خودمان حرف مي زنيم، نظريه مي دهيم، نظريه رد مي كنيم و شايد نظريه گوش مي كنيم و درمورد توت فرنگي و نقطه سياه رويش فكرها مي كنيم و سال و هفته اي را در مورد نقطه سياه قرار مي دهيم تا بيشتر در مورد آن فكر كنيم.
