
با خودم فكر مي كنم كه چقدر شبيه يك سنگ رسوبي هستم؛ يا تو شبيه عطارد هستي؛ مي گويم با اين همه تفاوت كه بين من و يك سنگ رسوبي هست يا بين تو عطارد و يا بين خورشيد و يك پروانه چه شباهت بزرگي داريم ما!
همه ما كوارك d كوارك u و الكترون داريم ؛ بيشتر از اين چه مي خواهيد براي از ياد بردن تفاوت ها ؟! همه ما دو تا كوارك d وu و الكترون داريم و شده ايم ماده اي پايدار و در آخر انرژي و انرژي !
و زمين چه قدر قوي است؛ چقدر انرژي را در اين سفر با خود حمل مي كند !
شنيده ام و در كتاب جغرافي خوانده ام كه شب كوير سرد است ولي چرا منجم ها در كوير يخ نمي زنند؟!
منجم ها در كوير به آسمان نقره اي آن چشم مي دوزند و در آن ستاره باران؛ ستاره هاي دب اكبر را مي شمارند كه مطمئن باشند ۷ ستاره اصلي سر جايشان هستند! يا اينكه زرافه يك وقتي هواي برگ هاي زميني به سرش نزده باشد و خودش را ميان دسته هاي زرافه زمين نيانداخته باشد؛ با اين كارها متوجه سرما نمي شوند آن ها با نگاه هايشان شال گردني آسماني مي بافند كه در هر رج آن زرافه برگ مي خورد ماهي شنا مي كند دو پيكر توپ بازي مي كنند؛ شهاب ها مسابقه دو مي گذارند و ستارگان در ژرفاي وجودشان هيدروژن به هليوم تبديل مي كنند كه حاصلش انرژي هسته اي است!
آيا باز هم منجم ها مي توانند در آن سرما يخ بزنند؟؟
