
به آسمان كه نگاه مي كني اگر آلودگي نوري نباشد چيزهاي زيادي خواهي ديدكه كوچكترين آن ديدن يك صفحه سياه است كه گويي كرم هاي شبتاب آن را روشن كرده اند. حال اگر با يك تلسكوپ كوچك هم به آن نگاه كني چيز ها خواهي ديد كه باورش برايت سخت است! براي اولين بار كه به ماه نگاهي مي كني انديشه هاي زيادي در ذهنت شكوفه مي زند مثلا فكر مي كني ماه يك كلاف كاموايي ست كه چند جاي آن پوسيده و شده چاله هايش. نگاه هايي كه به آسمان مي كني مي توانند تبديل شوند به يك شاخه گل كوچك مثلا بنفشه حالا شايد هم شقايق كه تا ابد در ذهنت باقي مي ماند. مي تواني شاخه گل را در گلداني بگذاري كه ديگران هم از آن استفاده كنند؛ مثل كاري كه گروه هاي نجوم مي كنند.
حالا به آسمان علم ايران نگاه كنيد،آسماني پر از ستاره، دانشمنداني همچون ابن هيثم و پروفسور حسابي در آن چگونه مي درخشند؛ هيچ حساب كرده ايد كه پروفسور حسابي تنها ايراني شاگرد انيشتن چه كرده كه اين چنين ستاره گونه در اين آسمان مي درخشد؟
ما كه آسمان را پر از آلودگي هاي نوري كرده ايم،آسمان علم مان هم آلودگي نوري دارد كه نمي توانيم متوجه نور اين ستاره ها شويم.
راستي ذهنتان براي 2 شاخه گل جاي خالي دارد؟
چند تا گلدان مي توانيد داشته باشيد؟
